براي پدرشاعرم "مجيد عابدي" كه دو سال پيش از تولد من خواب ديده بود خدا به او دختر شاعري داده است.... يك خواب كه شاعر راه مي رفت ! خواب ديده ام پشت رودخانه هاي جهان آرامشي است و من در غوغايي آرام به موج نشسته ام و خنده هايم درآغوش چشمانت آرام گرفته اند... خواب ديده ام كه تاريك راه مي روم! و هيچ ابري گلوي خسته ام را گريه نمي كند... مي دانم دلگير مي شوی
خواب ديده ام كه در خواب آسمان به خواب رفته ايم! - تو را باغي از ستاره به رويايي كال برده است و من مرده ام تا تو سوگوار ستاره اي باشي كه پشت رودخانه هاي جهان به خواب رفته است...
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:2 توسط مارال عابدی
|
